العلامة المجلسي

38

حياة القلوب ( فارسي )

مسمّى وجارى است در هر عصر وزمان ، پس هرگز زمين خدا خالى نيست از حجتي از خدا بر خلق ، كه با أو علم ومعجزه‌اى باشد كه دلالت بر صدق مقال أو ، وپيغمبرى كه پيش از أو بوده است بكند « 1 » . مترجم گويد كه : حاصل اين حديث شريف آن است كه : چون ثابت شد وجود صانع وعلم وحكمت ولطف وكمال أو وآنكه عبث وبىفايده از أو صادر نمىشود ، پس ظاهر است كه اين خلق را عبث نيافريده است ، از براي حكمتى عظيم خلق فرموده واين حكمت فوايد ومنافع نشئهء فانى دنيا كه منسوب به أنواع المها ودردها وغمها ومحنتها ومشقّتهاست نمىتواند بود ، پس بايد كه براي امرى از اين عظيم‌تر وفايده‌اى از اين بزرگتر آفريده باشد . ديگر منقول است كه : حسين بن صحّاف « 2 » از آن حضرت پرسيد كه : آيا مىتواند بود كه مؤمني كه ايمانش نزد خدا ثابت شده باشد خدا أو را بعد از ايمان ، به كفر متصل گرداند ؟ فرمود كه : حق تعالى عادل است وپيغمبران را فرستاده است كه مردم را دعوت نمايند بسوى ايمان به خدا ، وخدا كسى را بسوى كفر نمىخواند . پرسيد كه : آيا كسى كه كفرش نزد خدا ثابت شده باشد ، خدا أو را از كفر به ايمان متصل مىسازد ؟ فرمود كه : حق تعالى همهء مردم را خلق كرده است براي خلقتى كه همه را بر آن خلق كرده است كه قابل ايمان هستند ، ونمىدانستند ايمان به شريعتي را ونه كفر را به انكار ايمان ، پس فرستاد پيغمبران بسوى ايشان كه بخوانند ايشان را بسوى ايمان به خدا تا حجّت خود را بر ايشان تمام كند ، پس بعضي به توفيق خدا هدايت يافتند وبعضي هدايت نيافتند « 3 » . ودر حديث معتبر منقول است كه : ابن السكّيت از حضرت امام رضا عليه السّلام يا امام على

--> ( 1 ) . توحيد شيخ صدوق 249 ؛ احتجاج 2 / 213 ؛ علل الشرايع 120 . ( 2 ) . در مصدر « حسين بن نعيم صحّاف » است ، وترجمه‌اش در رجال نجاشي 1 / 119 وجامع الرواة 1 / 258 آمده است . ( 3 ) . علل الشرايع 121 .